ورود

فراموش کردن رمز عبور

ثبت‌نام

نام خود را در کارد بالا وارد نمایید.
نام خانوادگی خود را در کارد بالا وارد نمایید.
ایمیل خود را در کارد بالا وارد نمایید.
شماره تماس را وارد نمایید
رمز عبور خود را در کارد بالا وارد نمایید.
رمز عبور خود را دوباره در کارد بالا وارد نمایید.

بازدید

ترجمه آنلاین

متن مورد نظر خود را در بالا وارد نمایید.

خبرنامه

تضمین آینده و سرمایه گذاری مطمئن

تاریخچه زبان ایتالیایی

 

زبان ایتالیایی در آرژانتین و ایالت متحده آمریکا نیز یکی از زبان های رایج به شمار می رود. همچنین گفتنی است که در جدول محبوب ترین زبان های غیر انگلیسی، رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است.

 

برخی از زبان های کشورهای مختلف بسیار سخت می باشد مانند زبان ژاپنی و چینی که یادگیریش بسیار سخت می باشد در ادامه جزئیات بیشتر آیا زبان ایتالیایی سخت است و زبان ایتالیایی چیست را در سایت فراناز خواهید خواند با ما همراه باشید.

 

زبان ایتالیایی هم مانند همه زبان ها دارای کلمات و لغات خاصی می باشد که شما می توانید با یادگیری این زبان وارد یک دنیای جدید شوید در بسیاری از دانشگاه های ایران زبان ایتالیایی تدریس می شود شما می توانید با یادگیری این زبان برای کار به کشور ایتالیا بروید زبان ایتالیایی همانند دیگر زبان های رومی ریشه لاتین دارد. بیش از ۸۵ میلیون نفر در جهان به زبان ایتالیایی سخن می گویند. فارغ از اینکه زبان رسمی کشور ایتالیا محسوب می شود، زبان غیررسمی مناطقی همانند سن مارینو، سوئیس، اسلوونی و واتیکان سیتی نیز هست.

 

الفبای ایتالیایی ۲۱ حرف دارد

در الفبای ایتالیایی فقط ۲۱ حرف وجود دارد. حروف انگلیسی همانند جی، کی، دبلیو، اکس و وای در ایتالیایی وجود ندارند. بنابراین، اگر یکی از این حروف را در نوشته های ایتالیایی مشاهده کردید، باید بدانید که از زبان های دیگر همانند انگلیسی یا اسپانیایی به عاریه گرفته شده است.

تاریخچه و نکات زبان ایتالیایی

همه حروف صدادار در یک کلمه وجود دارند!

Soqquadro (سوک‌کوادرو) به معنای «به هم ریختگی» تنها واژه ایتالیایی است که در آن دو حرف q پشت سر هم دارد. استفاده از دو q در این کلمه مجاز است. همچنین، کلمه Aiuole (جمع واژه aiuola – (آیوئالا) به معنای گلزار) کوتاه ترین کلمه ایتالیایی است که هر ۵ حرف صدادار این زبان را در خود دارد.

 

ارتباط با برق

واحد استاندارد اندازه گیری برق یعنی ولت (به طور دقیق تر باید بگوئیم ولتاژ) در ایتالیا ریشه دارد. «الساندرو ولتا» فردی بود که الکتریسیته را کشف نمود. بنابراین، واحد اندازه گیری برق را به منظور بزرگداشت این مخترع بزرگ، ولت نامیدند.

 

چرخاننده زبان

به گفته ایتالیایی ها، طولانی ترین کلمه ایتالیایی precipitevolissimevolmente به معنی «به سرعت هر چه تمام تر که می توانی» است که حاوی ۲۶ حرف است. اما به ادعای محققان زبان شناسی، طولانی ترین کلمه ایتالیایی، esofagodermatodigiunoplastica است که به عمل جراحی برداشتن معده و مری اطلاق می شود.

 

عبارتی که تلفظ آن بسیار دشوار است و می توان از آن به عنوان چرخاننده ی زبان یاد کرد، ‘Trentatré trentini entrarono a Trento tutti e trentatré trotterellando’ است به معنی: «سه فرد تشنه اهل ترنتو وارد شهر شدند، هر سه فرد تشنه کج و معوج راه می رفتند.»

 

تشابه نوشتاری و تلفظی

برخی از کلمه ها در زبان ایتالیایی شبیه واژه ها در زبان های دیگر نوشته و حتی به همان صورت تلفظ می شوند، اما مفهوم کاملا متفاوتی دارند. به طور مثال، una camera در زبان ایتالیایی به مفهوم «یک اتاق» است. اما camera در زبان انگلیسی به معنی «دوربین» است. این در حالی است که «دوربین» به ایتالیایی می شود: macchina fotografica.

 

پدر زبان ایتالیایی

درست است که مردم ایتالیا از ابتدا به زبان ایتالیایی سخن می گفته اند اما تا پیش از آمدن «دانته آلیگیری» این زبان استانداردهای لازم را نداشته است. دانته که خالق «کمدی الهی» است را پدر زبان ایتالیایی می دانند. آلیگیری کتاب کمدی الهی که در آن سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف می‌ کند را در سال ۱۳۰۸ آغاز و در سال ۱۳۲۰ یعنی یک سال پیش از مرگش تکمیل کرد. بسیاری از نویسنده ها و شاعران آن دوره، نوشته های خود را به لاتین می نوشتند اما دانته زبان ایتالیایی را برای کتابت اشعار و کتاب هایش برگزید.

تاریخچه و نکات زبان ایتالیایی

زمانی که ایتالیایی به زبان رسمی تبدیل شد، فقط ۲٫۵ درصد از مردم این کشور به این زبان صحبت می کردند

 

نویسنده های مشهوری همانند دانته و پترارک مسوول گویش توسکانی و تبدیل شدن زبان ایتالیایی به زبان رسمی بوده اند. هنگامی که ایتالیا در سال ۱۸۹۱ میلادی به ملتی متحد تبدیل شد، زبان ایتالیایی را نیز به عنوان زبان مادر این کشور برگزید. این در حالی بود که فقط ۲٫۵ درصد از مردم ایتالیا توان تکلم به این زبان را داشتند.

 

نخستین متن نوشته شده به زبان ایتالیایی

نخستین متنی که به زبان ایتالیایی نوشته شده است، Placiti Cassinesi است که یک سند قانونی برای اختلافات بر سر زمین های صومعه های جنوب ایتالیا به شمار می رود.

تاریخچه و نکات زبان ایتالیایی

زبان موزیکال

دوستداران موسیقی با واژه های فورته، کریسندو، آلتو، سوپرانو و تمپو آشنایی دارند. این کلمه های ایتالیایی به استانداردهای موسیقی در سراسر جهان تبدیل شده اند.

 

پنجمین زبان محبوب دنیا برای یادگیری است

پس از زبان های (به ترتیب) انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی و آلمانی، زبان ایتالیایی پنجمین زبان محبوب مردم جهان برای یادگیری است. در کشور آمریکا نیز رتبه چهارم را دارد.

آموزش نقاشی قسمت ششم

آموزش زبان انگلیسی قسمت هشتم حرف Hh

آموزش زبان انگلیسی قسمت هفتم حرف Gg

تاریخچه زبان اسپانیایی

 

زبان اسپانیایی یکی دیگر از اعضای خانواده زبان های رومانس و زبان های هندو-اروپایی است. کشور اسپانیا در شبه جزیره ای به نام ایبرو قرار گرفته است. ایبرو به دلیل موقعیت حیاتی اش در اروپا از ابتدا مورد تهاجم های بسیار قرار گرفته و زبان اسپانیایی امروزی نیز محصول این تهاجم ها و تلفیقی از زبان های صحبت شده میان اقوام مهاجم بوده است که در ادامه به کلیات این سیر تحول اشاره می گردد.

در حدودِ ششصد سال قبل از میلاد مسیح، اقوام کوچ نشین کلتی و بومیان شبه جزیره ایبرو با هم در آمیخته بودند و میان آن ها زبان کلت-ایبرویی رواج داشته است. سرداران کارتاژی در سال ۲۳۰ قبل از میلاد از نواحی تونس کنونی به ایبرو حمله کردند و لغات کارتاژی (منشعب از فنیقی باستان) را در آنجا گسترش دادند. سرزمین ایبرو برای دو قدرت بزرگ آن دوران یعنی امپراطوری روم و کارتاژ منطقه ای استراتژیک محسوب شده و آن دو به مدت ۱۸ سال در ایبرو با هم جنگیده اند. این نبرد در پایان به نفع رومیان خاتمه یافت و در حوالی سال ۱۹ قبل از میلاد این شبه جزیره به طور کامل به تصرف رومیان درآمد.

رومیان این منطقه را هیپسانی نام گذاری کرده و و بنا عادت همیشگی خود، زبان لاتین عامیانه را توسط تجار و سربازان به مردم ایبرو آموزش دادند. بدین ترتیب به تدریج زبان جدیدی متشکل از زبان های لاتین، کارتاژی، کلتی و باسکی در هیپسانی آن دوران شکل گرفت.

تهاجمات به این شبه جزیره باز هم ادامه پیدا کرد. در حدود سده ۴۰۰ میلادی ژوت های آلمانی تبار ایبرو را تصرف کرده  و با این که مدت مدیدی بر این ناحیه حاکم بودند، تغییرات چندانی در زبان ایجاد نکردند تا اینکه در دهه ۷۲۰ میلادی، مسلمانان شمال آفریقا، اسپانیا را تصرف نموده و آن را اندلس نامیدند. تسلط پانصد ساله مسلمانان بر اندلس و فرهنگ و تمدن اسلامی حاکم بر آن باعث تغییرات بسیار در زبان و رواج و نفوذ فراگیر لغات عربی به زبان اسپانیایی گردید که این اثر تا امروز باقی مانده است. به طوری که امروزه نزدیک به ۴۰۰۰ واژه اصلی در زبان اسپانیایی ریشه عربی دارد.

آشنایی با اسپانیا

کشور پادشاهی اسپانیا در کناره های دریای کانتابریا در شمال، اقیانوس اطلس در غرب و دریای مدیترانه در شرق و جنوب قرار گرفته و در مجموع حدود ۶۰۰۰ کیلومتر مربع ساحل دارد. آب و هوای شمال اسپانیا معتدل است و بخش های مرکزی، جنوبی و شرقی آب و هوای مدیترانه ای حاکم است. این کشور عضو اتحادیه اروپاست و برای ورود به آن باید ویزای شنگن داشت. در کشور اسپانیا می توانید از جاذبه های طبیعی و همچنین آثار تاریخی و فرهنگی شهرهای مختلف، به خصوص آثار معماری قابل توجه این کشور دیدن کنید.

در اسپانیا ممکن است زیاد با نام کاتالان ها و کاتالونیا مواجه شوید و شاید ندانید که کاتالان ها چه کسانی هستند و به کجا کاتالونیا می گویند. کاتالونیا شاهزاده نشینی در شمال اسپانیا و در همسایگی فرانسه است. این منطقه چهار ایالت دارد که مرکز آنها بارسلوناست. این منطقه در دوره رنسانس ضمیمه پادشاهی آراگون بود و سپس بخشی از جمهوری شد در آغاز دوره مدرن بخشی از فرانسه جدید محسوب می شد.

نماد ها

نشان ملی اسپانیا از ۴ بخش اصلی در میان آن تشکیل شده است که هرکدام از این ۴ قسمت نماد یکی از ۴ سلسله پادشاهی اسپانیاست که در اواخر قرن ۱۵ با هم متحد شدند و اسپانیای واحد را تشکیل دادند. قلعه زرد رنگ نمایانگر پادشاهی کاستیل ( Castile ) می باشد. شیر صورتی رنگ نماد پادشاهی لئون ( Leon ) می باشد. نوارهای قرمز و زرد رنگ عمودی نیز نماد پادشاهی آراگون ( Aragon ) می باشد. زنجیرهای متصل به هم هم نماد پادشاهی ناوار ( Navarre ) می باشد. گل انار پایین نماد نیز اشاره به پادشاهی گراندا دارد. دو ستون کناری هم نماد ستون‌های هرکول هستند که در منابع اساطیری از آن‌ها در تنگه جبل‌الطارق و به عنوان نگهدارنده‌های جهان یاد شده‌است. تاج قرار گرفته برروی نشان ملی نیز تاج سلطنتی اسپانیا می باشد. پرچم امروزی اسپانیا به طور رسمی در تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۸۱ به تصویب رسید. این پرچم شامل سه سطر افقی می باشد که سطرهای بالایی و پایینی قرمز و سطر وسط آن زرد می باشد. ارتفاع نوار زرد رنگ در این پرچم دو برابر ارتفاع نوارهای قرمز می باشد. در سمت چپ نوار زرد رنگ نیز نشان ملی اسپانیا قرار دارد.

یکی از نماد های کشور اسپانیا ورزش محبوب Tauromaquia (گاو بازی) هست. که هر ساله دارای بینندگان زیادی می باشد. این ورزش یکی از قدیمترین ورزش های این منطقه می باشد که از رم باستان جوانان به این ورزش می پرداختند. اگر چه هر ساله عده ی زیادی برای حمایت از حقوق حیوانات بر علیه این ورزش تظاهرات میکنند.

آموزش زبان انگلیسی قسمت ششم حرف Ff

آموزش نقاشی قسمت پنجم

پیشینه زبان روسی

زبان زنده ترین  و پایدارترین و غنی ترین وسیله ارتباطی است که نسل گذشته و حال را به نسل آینده ملتها در یک دوره تاریخی کامل بطور زنده  پیوند می دهد. این گفته اوشینسکی  ارتباط بین زمان و نسلها را به اثبات می رساند.

زبان روسی یکی از رایج ترین زبانهای دنیاست. از نظر تعداد افرادی که به این زبان تکلم می کنند زبان روسی جای پنجم بعد از زبان چینی، انگلیسی، هندی و اسپانیولی را به خود اختصاص می دهد.

در بین زبان های اسلاوی زبان روسی رایج ترین آنهاست. تمام زبانهای اسلاوی شباهت زیادی با یکدیگر دارند. اما زبان بلاروسی و اوکراینی بیشتر از دیگر زبانهای اسلاوی به روسی نزدیکند. این سه زبان با هم گروه زبانهای اسلاوی شرقی را تشکیل می دهند که جزئی از گروه اسلاوی خانواده هند و اروپایی است.

با نگاه به درخت زبانها مشاهده می کنیم که شاخه های زبانهای اسلاوی از تنه محکم و قوی خانواده زبانهای هندو اروپایی منشعب شده است. زبانهای هندی، ایرانی، یونانی، ایتالیایی، رومی و کلت، آلمانی و گروه بالتیکی زبانها، ارمنی و آلبانی و دیگر زبانها جزئی از این خانواده هستند. زبانهای اسلاوی بیشتر از دیگر زبانهای هند و اروپایی، به زبانهای بالتیکی نزدیک هستند: زبان لتونی و لاتونی و زبان مرده روسی که تا دهه اول قرن ۱۸ کاملاٌ ناپدید شد. فروپاشی وحدت زبانی هندو اروپایی به دوره ای از اواخر هزاره سوم، اوایل هزاره دوم قبل از میلاد مربوط می شود. احتمالاٌ در آن موقع روندهایی به وقوع پیوستند که باعث ظاهر شدن زبان اولیه اسلاوی و جدا شدن آن از گروه زبانهای هندو اروپایی شد.

زبان اولیه اسلاوی جد تمام زبانهای اسلاوی است که فاقد کتابت و به هیچ شکلی به ثبت نرسیده بود. وطن جد اندر جد اسلاو ها که آنها در آنجا به عنوان یک قوم با زبان خاص خود ساکن شدند و بعدها به سرزمین های جدیدی رفتند از دونای وسطی تا دنپر را تشکیل می داد. طی قرون ۶ و ۷ امواج سکنی گزیدن اسلاوها به بخش اعظم شبه جزیره بالکان از جمله یونان معاصر رسید. تا پایان دوره زبان اولیه اسلاوی ، اسلاوها بخش اعظم اراضی در اروپای مرکزی و شرقی را اشغال کرده بودند.

سالها در پی هم سپری شدند و قرنها با یکدیگر جا عوض کردند و در پی بروز تغییرات در سلایق، عادتها و رفتار انسان و بروز دگرگونی در دنیای معنوی ، سخن او یا ساده تر گفته شود، زبان او نیز دچار تغییر شد. زبان اولیه اسلاوی در تاریخ طولانی خود، تغییرات زیادی را از سر گذراند. در اولین دوره موجودیت خود، تکامل آن خیلی کند بود و تا حد زیادی یکجور بود، هر چند تنوع لهجه ای در آن وجود داشت. دیرتر حدوداٌ از قرن ۴ تا ۶ عصر حاضر در زبان اولیه اسلاوی تغییرات شدیدی بروز کرد که در قرن ۶ عصر حاضر باعث فروپاشی آن و ظاهر شدن زبانهای جداگانه اسلاوی شد.

زبان روسی باستانی جد زبانهای روسی و بلاروسی و اوکرائینی معاصر بود. فروپاشی زبان روسی باستانی باعث بروز زبان روسی یا زبان روسی کبیر شد که با زبان بلاروسی و اوکرائینی فرق داشت. این اتفاق در قرن ۱۶ اتفاق افتاد.

 از قدیم الایام در روس باستان توجه و احترام خاصی به  کتابت می شد.  کتابهای زیادی نوشته می شدند  و حتی حسودانه از آنها مراقبت می کردند.  در صومعه ها قوانین سرسختانه ای  در رابطه با دریافت کتاب و پس دادن آن به کتابخانه برقرار بود. آنقدر برای کتاب احترام قائل بودند که  اگر شخصی کتابی را می گرفت و بر نمی گرداند مجازات سختی در انتظارش بود.  تا قبل از گرویدن روسیه به مسیحیت در سال ۹۸۸، در روس باستان افرادی بودند  که به زبان اسلاوی باستانی تسلط داشتند  و  از الفبای سریلیک برای اسناد دولتی و دیگر نوشته ها استفاده می کردند.  یافته های باستان شناسی گواه این امر است.

 اما همانا  گرویدن به مسیحیت  لحظه تاریخی آغاز رواج کتابت در روس باستان شد. کتب مذهبی از زبان یونانی به زبان اسلاوی باستانی ترجمه شدند و این  زبان خویشاوند و نزدیک  اجداد روسها  نقش مهمی را در تکامل  فرهنگ سخن و شکل گیری  زبان ادبی روسی ایفا کرد. به این ترتیب کتب زیادی نوشته شدند و وقت آن فرا رسیده بود که زبان نیز تکامل یابد.  زبان کلیسای اسلاوی هر چه بیشتر با زبان عامیانه  مخلوط می شد.

 در قرن ۱۷ در کنار لهجه کلیسایی که محافل عالی جامعه  به آن تکلم می کرد، لهجه ساده تر مسکویی به رسمیت شناخته شد. موازین الزامی نوشتاری ضعیف تر شد. در سال ۱۶۷۵ تزار آلکسی میخائیلوویچ  فرمانی را صادر کرد و اجازه داد هر کس هر طور که تلفظ می کند و با توجه به شهری که زندگی می کند بنویسد. در این دوره، زبان  واحد ادبی نوشتاری که دارای سیستم خاصی باشد ایجاد نشد اما زمینه را  برای تکامل زبان ایجاد کرد.  در عصر حکومت پطر اول تمام عرصه های زندگی کشور دچار تغییرات فاحشی شد که نمی توانست بر سرنوشت زبان بی تأثیر باشد.  زبان  کلیسای اسلاوی قاطعانه از زبان عامیانه جدا شد. اصلاحات الفبایی  که به فرمان  و با شرکت مستقیم پطر اول  انجام شد  نقش مهمی در این عرصه ایفا کرد. پطر اول از زبان رسمی و کاری  سادگی و دقیق بودن اصطلاحات را طلب نمود.  همزمان با اجرای چنین اصلاحات  زبانی  پطر اول مراقبت زیادی  از میراث تاریخی می کرد. از اسناد تاریخی مشخص است که  در کتابخانه شخصی تزار  دستنوشته های روس باستان  نگهداری می شد که بعد از مرگ او به  کتابخانه  آکادمی علوم سنت پطرزبورگ منتقل شدند.

آموزش زبان انگلیسی قسمت پنجم حرف Ee

پیشینه زبان آلمانی

 

زبان آلمانی و چند زبان دیگر مانند اسکاندیناوی، هلندی و انگلیسی در خانواده ی زبان ژرمانیک می باشد. تمام زبان های ژرمانیک قسمتی از زبان های بسیار وسیع هند و اروپایی را به وجود می آورد. تاریخ زبان آلمانی به سه دوره تقسیم می شود که عبارتند از: آلمانی کهن، آلمانی میانه و آلمانی امروزی. مهم ترین نکته ای که در تحقیقات دوره های تاریخی زبان آلمانی وجود دارد این است که کل دوره ها دارای دو لهجه اصلی در زبان آلمانی دارند. در بخش های کوهستانی مرکزی و جنوب آلمان، زبان آلمانی علیا رایج است و در بخش های کم ارتفاع شمال آلمان، به زبان آلمانی سفلی سخن می گویند.

آلمانی کهن

نخستین دست نوشته هایی که به زبان آلمانی نوشته شدند حدودا در سال های 700میلادی بود. زبان آلمانی در آن زمان شکل استاندارد و یک نواختی نداشت و  هر نویسنده ای که در هرجایی زندگی می کرد طبق همان منطقه به لهجه خود آن را می نوشت. دو لهجه ی معروفی که در آن زمان وجود داشت عبارتند از آلمانی علیای کهن و آلمانی سفلای کهن که هر کدام از این دو لهجه دارای گویش های مختلفی نیز تقسیم شده اند. در زبان آلمانی علیای کهن مهم ترین گویش شان گویش ساکسونی می باشد و گویش های باوارایایی، فرانکونیایی و اطریشی به زبان آلمانی سفلای کهن تعلق دارند و از مهم ترین گویش های این زبان است.

بیشترین تاثیری که زبان آلمانی گرفته است از زبان لاتین می باشد . در زمان گذشته آلمان در نفوذ امپراتوری روم قرار داشت و این امپراتوری در اوج قدرت سیاسی، فرهنگی و نظامی بوده است. در نتیجه این غلبه فرهنگی لغات زیادی در حوزه های تخصصی مختلفی از زبان لاتین به آلمانی وارد شدند که این حوزه ها عبارتند از: معماری، مذهبی، باغبانی، کشاورزی، آشپزی و اقتصادی. این لغات در آلمانی امروزی هم کاربرد زیادی دارد.

در دوران آلمانی کهن بسیاری از افراد سواد خواندن و نوشتن را نداشتند و تمام این توانایی ها به صومعه ها و کلیساهایی که در آلمان وجود داشت محدود می شد. بیشترین نوشته هایی که از زبان آلمانی کهن بر جای مانده است ترجمه ها و تفسیرهایی می باشد  که از مطلب های مذهبی مسیحی به زبان لاتین صورت گرفته است. آن دوره در آلمان کلیساهای روم و مذهب کاتولیک در ایالات شمالی آلمان نفوذ زیادی داشتند و به همین دلیل صومعه هایی که در این مناطق وجود داشت رونق خوبی گرفتند. در نتیجه مطلب هایی که به زبان آلمانی سفلای کهن در لهجه های گوناگون نوشته شده بود برای کسانی که به تاریخ آلمان علاقه دارند به جای ماند.

آلمانی میانه

در بین سال های 1100تا 1300میلادی زبان آلمانی علیا و سفلای میانه در این کشور رایج بوده است. در این زمان بیشتر لغات ساده و روان تر شدند و مدل صرف اسم ها و فعل ها نسبت به آلمانی کهن ساده تر شده بود. در این زمان در زمینه های ادبیات و شعر از زبان آلمانی علیای میانه و در زمینه های اقتصادی زبان آلمانی سفلای میانه بسیار پیشرفت کردند.

در همان دوره سبک ادبی زبان آلمانی علیا بر روی ادبیات فرانسه تاثیر زیادی گذاشت، به خاطر این که در این دوره کشور فرانسه با جنوب کشور آلمان با هم متحد شده بودند و با هم در جنگ های صلیبی حضور پیدا می کردند تا بتوانند بخش بیت المقدس را از چنگ مسمانان بیرون بکشند. در آن دوره حماسه هایی که در کشور فرانسه برای سلحشوران و شوالیه ها اتفاق می افتاد مورد توجه جنوب آلمانی ها قرار می گرفت و سعی کر دند که با استفاده از کلمات فرانسوی سروده های حماسی خود که در وصف قهرمانی آلمانی ها بود داشته باشند. به دلیل وجود بی سوادها در آلمان این سروده ها بیشتر در کاخ های امرا، قلعه ها و کلیسا ها استفاده می شدند.

نوشته ها در شمال آلمان از رنگ و بوی بیشتری در اقتصاد و تجاری بهره مند بودند. در آن زمان برخی از کشورها با شمال آلمان پیمانی بستند به نام هانسیتیک  و همیشه با هم در ارتباط بودند، این کشورها عبارتند از: اسکاندیناوی، روسیه و بالتیک.  هر سند و قراردادهای مالی ای که در این پیمان وجود داشت به زبان آلمانی سفلای میانه نگارش شدند. به همین خاطر در مبادلات تجاری علاوه بر شمال آلمان مراکزهای تجاری کشورهای دیگر عضو پیمان هانسیتیک از این زبان استفاده می کردند و باعث شد که کیفیت آن ها رشد کند.

دوران گذار و نقش مارتین لوتر

در بین قرن های 1300تا 1600میلادی کم کم زبان آلمانی از حالت اولیه خود در آمد و از آن فاصله گرفت و به صورت امروزی در آمد. زبان آلمانی در این دوره از طرف برخی از پادشاهان پیشرفت کرد که این پادشاهان عبارتند از چالرز چهارم، ماکسیملیان اول، هاسپبورگ ها و فردریش. این پادشاهان از زبان آلمانی علیای جدید در همه ی احکام و قانون های خود استفاده می کردند تا بتوانند در مناطقی که تحت حکومت آن ها هستند ایت زبان را به صورت پاکیزه و مدون رایج کنند.

در بین این موارد مارتین لوتر به عنوان شروع کننده ی عبارات مذهبی و تاسیس کننده مذهب پروتستان در تداول و پیشرفت زبان آلمانی علیای جدید نقش بسیار مهمی داشت. او در دستگاه کلیسای کاتولیک انتقاد کننده ی جدی ای بود و معترض به فساد موجود در میان کشیش های کاتولیک، محدودیت شدید در تفسیر انجیل و انحصاری کردن آن توسط واتیکان و ادعای بخشش گناهان با دریافت پول بود. وی انجیل را از زبان یونانی و عبری قدیم به آلمانی ساکسونی ترجمه کرد که آن جزئی از زبان های علیا می باشد. که این ترجمه با استقبال فراوان افراد از نوشتن اصلاح طلبانه خود به دین مسیحیت مواجه شد. این جور بود که اگر هر مقدار به جمعیت مذهب پروتستان اضافه می شدند به همان مقدار به جمعیت افرادی که به سبک های لوتر و مقلد هایش می نوشتند افزوده می شد.

آلمانی امروزی

زبان آلمانی امروزی ریشه در زبان لوتر دارد که این زبان زمانی به عنوان زبان استاندارد نامیده شد که در بین قرون 1700 تا 1800 میلادی در منطقه های شمالی آلمان مذهب پروتستان فراگیر شده بود، و در همان زمان بود که این زبان را تمامی جمعیت آلمان به رسمیت شناختند وتا به حال حاضر این به رسمیت شناخته شدن بر قوت خود باقی است، که به این زبان، زبان آلمانی امروزی گفته می شود. دو نویسنده بزرگ آلمانی به نام های (گوته و شیلر) نقش بسزایی در پیشرفت زبان آلمانی در آن زمان داشتند. از حدود سه قرن گذشته تا به الان در دایرة المعارف زبان آلمانی تغییری مشاهده نشده است، این کتاب مانند تمامی لغت نامه های زبان های دیگر با گذر زمان بزرگ تر شده است.

خیلی از لغت های این دایرة المعارف طی همین چند قرن گذشته وارد زبان آلمانی شده است، به عنوان مثال در صده های هفدهم و هجدهم میلادی تعدادی لغت از کشور فرانسه، در صده ی نوزوهم از زبان انگلیسی و در صده های بیستم و بیست و یکم از کشور آمریکا این تغییر را شاهد بوده اند. به عنوان مثال بعد از تسخیر موقت آلمان که توسط گروه متفقین در جنگ دوم جهانی صورت گرفت حضور پیدا کردن سربازان آمریکایی در آلمان باعث این شد که کلماتی از جمله teenager، Boom، Knockout و team از آمریکایی وارد آلمانی شود. در هر صورت همه ی ما می دانیم که امروزه زبان آلمانی جزو زبان هایی در دنیا است که پر طرفدار می باشد که این باعث شده است تعداد کثیری از کتاب های ادبی، فلسفی، هنری و حتی صنعتی و فنی جهان به این زبان نوشته و نگارش می شود.

آموزش نقاشی قسمت چهارم

آموزش زبان انگلیسی قسمت چهارم حرف Dd

آموزش نقاشی قسمت سوم

آموزش زبان انگلیسی قسمت سوم حرف Cc

آموزش نقاشی قسمت دوم

آموزش زبان انگلیسی قسمت دوم حرف Bb

طبقه بندی زبان های برتر دنیا

طبقه بندی 88 زبان زنده دنیا براساس مجموع ارزشها

1- انگلیسی
2- فرانسه
3- اسپانیولی
4- آلمانی
5- ژاپنی
6- هلندی
7- عربی
8- سوئدی
9- ایتالیایی
10- دانمارکی
11- ایسلندی
12- فنلاندی
13- رومی
14- روسی
15- لهستانی
16-پرتغالی
17- نروژی
18- چینی
19- عبری
20- چک
21- اسلوونی
22- مجاری
23- کره ای
24- ارمنی
25- استونی
26- ترکی
27- یونانی
28- کاتالانی
29- اسلوواکی
30- کروواتی
31- کُردی
32- بلاروسی
33- آلبانیایی
34- رومانیایی
35- کییروندی / رواندایی

36تاگالوگ
37- هندی
38- باهاسا
39- بلغاری
40- فارسی
41- صربی
42- قزاقی
43- هاائوسائی
44- پئول
45- پنجابی
46- سواحیلی
47- آذری
48- بنگالی
49- مینی
50- هاکا

51- ویسایان / سبوئانو
52- اردو
53- سیندی
54- ویتنامی
55- بامبارا
56- ازبکی
57- یوروبا
58- پشتو
59- تامول
60- نپالی
61- گوارانی
62- ایگبو
63- تایلندی
64- جاوانایی
65- یوئه
66- ووئی
67- اکراینی
68- خمری
69- آفریقایی
70- سودانی
71- گرجی
72- بوجپوری / بیهاری
73- خیانگ
74- مادوری
75- گانی
76- ژوانگی
77- گوجاراتی
78- تلوگو
79- ماراتی
80- مالایی
81- سینگالی
82- راجاستانی
83- کاننادا

84-اوریایی
85- آمهاریک
86- آسامایی
87- شونا
88- بیرمانی

 

منبع : مجله بین المللی  le français dans le monde no 355 janvier 2008

نوشته ی:پروفسورلوئی ژان کالوه




همانطوری که مشاهده شد در بین زبانهایی که در ایران تکلم می شوند

زبان کُردی رتبه ی سی و یک در جهان - زبان فارسی رتبه ی ۴۰ و زبان آذری رتبه ی ۴۷ را به خود اختصاص داده اند که اگر در محدوده ی ایران بخواهیم بحث کنیم به ترتیب رتبه های ۱ تا ۳ را به خود اختصاص می دهند.
غنا و وسعت زبان کُردی بیشتر از اینها است و اگر لغات ادبی و اختصاصی تمامی لهجه ها و گویش های آن را بشود به درستی جمع آوری کرد آنگاه از نظر تعداد لغت و دستور زبان حتی توانایی مقابله و رقابت با زبان انگلیسی را نیز خواهد داشت.

 

در کل هنگامی که درباره اهمیت یک زبان سوال می‌کنیم به تعداد سخنوران آن اشاره می‌کنیم یعنی هر چه تعداد سخنوران یک زبان بیشتر باشد به همان میزان " اهمیت " آن زیاد می باشد . نگرانی این است که به عنوان مثال زبان چینی تعداد سخنورانش بیشتر از انگلیسی می باشد در تعداد کشورهای خیلی محدودتری وجود دارد به واسطه ترانه و آواز و سینما کمتر گسترش یافته و در اینترنت کمتر به کار رفته است و ...

 به عنوان مثال زبان های که بیشترین تعدادسخنوران را در جهان دارند عبارتند از :  

1- ( چینی ) ماندرین  2- انگلیسی  3- هندی 4- اسپانیولی 5- روسی  6- باهاسا  7- پرتغالی 8- بنگالی 9- عربی10- اردو 11-ژاپنی 12-فرانسه 

این تنها طبقه بندی ممکن نیست .

اگر تعداد کشورهایی رادر نظر بگیریم که این زبان ها در آن رسمی یا در کنار زبانی دیگر رسمی هستند در این صورت ترتیبی متفاوت بدست می آوریم. 

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- عربی 4- اسپانیولی 5- پرتغالی 6- آلمانی 7- مالایی 8- چینی و ...  

 

اگر اکنون جایگاه زبان ها را در اینترنت در نظر بگیریم یک سلسله مراتب دیگر مطرح می شود :  

1- انگلیسی 20/35 درصد 2- چینی 70/13 درصد 3- اسپانیولی 9درصد 4- ژاپنی 40/8 درصد 5- آلمانی 90/6 درصد 6- فرانسوی 20/4 درصد 7 – کره ای 90/3 درصد 8- ایتالیایی30/3 درصد 9- پرتغالی 10/3 درصد 10- مالایی 80/1 درصد 11- هلندی 70/1 درصد12- عربی 70/1 درصد.

 

همچنین می توانیم تعداد جوایز ادبی نوبل را در نظر بگیریم که به نویسندگان این زبان‌ها اهدا شده است که به این صورت می شود:  

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- آلمانی 4- اسپانیولی 5 – روسی 6- ایتالیایی 7- سوئدی 8- دانمارکی 9- چک 10- هلندی11- لهستانی 12- ژاپنی و...

پیشینه زبان فارسی

دانشمندان زبان شناس برآنند که زبان های امروزی دنیا بر سه بخش است :

نخست – بخش یک هجایی (یک سیلابی) و این قسم زبان­ها را زبان­های ریشگی نامند، زیرا لغات این زبان­ها تنها یک ریشه است که به اول یا آخر آن هجاهایی نیفزوده­اند. زبان چینی، آنامی و سیامی را از این دسته می­دانند، در زبان­های ریشگی شماره­ی لغت­ها محدود است، چنان­که گویند چینیان برای بیان فکر خود ناگریزند لغات را پس و پیش کنند یا مراد خود را با تغییر لحن و آهنگ کلمه بفهمانند.

دوم – بخش زبان­های ملتصق این زبان­ها یک هجایی نیست چه در لغات این زبان به هنگام اشتقاق هجاهایی بر ریشه­ی اصلی افزوده می­شود ولی ریشه­ی اصلی از افزودن هجاها هیچ­گاه تغییر نمی‌کند و دست نمی‌خورد و هرچه بر او افزایند به آخر او الحاق می­شود. مردمی که زبانشان را ملتصق خوانند اینانند :۱- مردم اورال و آلتایی که شاخه­ای از نژاد زردپوست می­باشند مانند مغولان و تاتاران و ترکان و مردم دونغوز و فین و ساموئید و بیشتر ساکنان سیبریا و دشت قبچاق ۲-مردم ژاپن و اهالی کره ۳- دراوید و باسک از مردم هند۴-   میان آمریکا‌ ۵- مردم نوبی (جنوب مصر در آفریقا) مردم هُوتْ تِنْ تُتْ مردم کافرْ و سیاه پوستان آفریقا ۶- مردم استرالیا سوم – بخش زبان­های پیوندی، در این زبان­ها بر ریشه و ماده­ی  لغات هجاهایی افزوده می­شود ولی نه تنها به آخر ریشه، بلکه به آخر و اول ریشه هم – دیگر اینکه ریشه­ی  لغت بر اثر افزایش تغییر می‌کند، گویی که ریشه با آنچه بر وی افزوده شده است جوش خورده و پیوند یافته است – به خلاف زبان ملتصق که چون ریشه تغییر نمی‌کند هجاهایی که بر ریشه افزوده است مثل آن است که به ریشه چسبانده باشند نه با او پیوسته باشد.

زبان­های پیوندی این­هاست :

    الف – زبان­های سامی مانند عبری، عربی و آرامی که بعد سُریانی نامیده شد، و در عهد قدیم زبان­های فنیقی و بابلی و آشوری و زبان مردم «قرطاجنه» که شعبه بوده­اند از فنیقیان و زبان حیمری.

     ب – زبان­های مردم هند و اروپایی به معنی اعم: آریاییان هند – آریاییان ایران – یونانیان – ایتالیاییان – مردا سِلْت (بومیان اروپایی غربی) ژرمنی (آلمان و آنگلوساکسون و مردم اسکاندیناوی) – لِتْ و لیتوانی و سلاو (که روس و سلاوهای شرقی اروپا و مردم بلغار و صرب و سایر سلاوهای بالکان باشند) علمای زبان شناسی برآنند که زبان­های بخش سوم از مراحل زبان­های بخش اول و دوم در گذشته و ترقی کرده تا بدین درجه رسیده است – یعنی این زبان­ها مستقلا در سیر تطور کمال یافته و به مرحله­ای رسیده است که اکنون مشاهده می­کنیم و ما در این پاره به تفصیل گفتگو خواهیم کرد.

    زبان پارسی

فارسی زبانی است که امروز بیشتر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و قسمتی از هند، ترکستان، قفقاز و بین النهرین بدان زبان سخن می­گویند، نامه می­نویسند و شعر می‌سرایند.

تاریخ زبان ایران تا هفتصد سال پیش از مسیح روشن و در دست است و از آن پیش نیز از روی آگاهی­های علمی دیگر می­دانیم که در سرزمین پهناور ایران – سرزمینی که از سوی خراسان (مشرق) به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به کشور پنجاب و از نیمروز (جنوب) به سند و خلیج پارس و بحر عمان و از شمال به کشور سکاها و سارمات­ها (جنوبی روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و دشت حجاز و یمن می­پیوست مردم به زبانی که ریشه و اصل زبان امروز ماست سخن می‌گفته‌اند.

زرتشت پیمبر ایرانی می­گوید که ایرانیان از سرزمینی که «اَیْرانَ وَیجَ» نام داشت و ویژه­ی ایرانیان بود، به سبب سرمای سخت و پیدا آمدن ارواح اهریمنی کوچ کردند و به سرزمین ایران درآمدند. دانشمندان دیگر نیز دریافته­اند که طایفه ی «اَیْریا» از سرزمینی که زادگاه اصلی آنان بود برخاسته گروهی به ایران، گروهی به پنجاب و برخی به اروپا شتافته­اند و در این کشورها به کار کشاورزی و چوپانی پرداخته­اند و زبان مردم ایران، هند و اروپا همه شاخه­هایی هستند که از آن بیخ رسته و باز هر شاخ شاخه­ی دیگر زده و هر شاخه­ برگ و باری دیگرگون برآورده است.

در علم نژادشناسی مردم اروپایی را به هشت شعبه بخش کرده­اند و زبان آنان را نیز از یک اصل دانسته­اند به طریقی که گذشت.

ما را اینجا به سایر زبان­ها کاری نیست، چه آن علم خود به دانستنی­های دیگر که آن را زبان ‌شناسی و فقه اللغه گویند باز بسته است. ما باید بدانیم که تاریخ زبان مادری ما از روزی که نیاکان ما بدین سرزمین درآمده­اند تا به امروز چه بوده است و چه شده است و چه تطورها و گردش­هایی در آن یافته است، از این رو به قدیم­ترین زبان­های ایران باز می­گردیم.

   زبان مادی

قدیم ترین یادگاری که از زندگی نیاکان باستانی ما باقی است «نُسک های اَوسْتا» است که شامل سروده­های دینی، احکام مذهبی و محتوی تواریخی است که شاهنامه­ی فردوسی نمودار آن است و مطالب تاریخی آن کتاب از «کیومرث» تا زمان «گشتاسب شاه» می­پیوندد، و پادشاهی اَپَرداتَه (پیشدادیان)،کَویان (کیان) و زمانه­ی هفت خدایی را با هجوم بیگانگان، مانند: اژیدهاک (ضحاک) و فراسیاک تور (افراسیاب) ترک تا پیدا آمدن زردتشت سپیتمان شرح می­دهد.

در این روایات همه جا می­رساند که رشته­ی ارتباط سیاسی، اجتماعی و ادبی ایران هیچ وقت نگسسته و زبان این کشور نیز به قدیم ترین زبان­های تاریخی یا قبل از تاریخ می­پیوندد و «گاثه­ی زردشت» نمونه­ی کهن­ترین آن زبان­هاست.

اما آنچه از تواریخ ایران، روم، نوشته­های سمگ و تواریخ دیگر مردم همسایه بر می­آید، دوران تاریخی ایران از مردم «ماد» که یونانیان آن را مدی و به زبان دری «مای» و «ماه» گویند برنمی‌گذرد، و پیداست که زبان مردم ماد یا ماه زبانی بوده است که با زبان دوره­ی  بعد از خود که زبان پادشاهان هخامنشی باشد تفاوتی نداشته، زیرا هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ایرانیان و مهم­ترین شهرنشینان آریایی آن زمان بوده­اند با زبان فارسی هخامنشی تفاوتی می‌داشت. هر آینه «کورش»، «داریوش» و غیره در کتیبه­های خود که به سه زبان فارسی، آشوری و عیلامی است، زبان مادی را هم می­افزودند تا بخشی بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشته­ها ناکام نگذارند، از این رو مسلم است که زبان مادی خود، زبان فارسی باستانی یا نزدیک بدان و لهجه­ای از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد مانند «فراَ اوَرْت»،  «خشِثَرْیت»، «فْروَرَتْیش»، «هُووَخشَثْرَهْ»، «آستیاک – اژی دهاک»، «اَرتی سس- اَرته یس- اَرته کاس آ» به لفظ «اَرْتَ» آغاز می­شود و «اِسْپادا» که سپاد و سپاه باشد نیز یکی این دو زبان معلوم می­گردد.

«هرودوت» در جایی که از دایه­ی کورش اول یاد می­کند می­گوید، نام وی «سْپاکُو» بوده، سپس آورده است که «سپاکو» به زبان مادی، سگ ماده را گویند و معلوم است که نام سگ «سپاک» بوده است و (واو) آخر این کلمه حرف تأنیث است که هنوز هم این حرف در واژه­ی  بانو و در پسرو، دادو، دخترو و کاکو به عنوان تصغیر یا از روی عطوفت و رأفت باقی است، یکی از رجال آن زمان نیز (سپاکا) نام داشته است که واژه­ی نرینه­ی سپاکو باشد.

بعضی از دانشمندان را عقیده چنان است که گاثه­ی زردشت به زبان مادی است و نیز برخی برآنند که زبان کردی که یکی از شاخه­های زبان ایرانی است از باقیمانده­های زبان ماد است بالجمله چون تا امروز هنوز کتیبه­ی سنگی یا سفالی از مردم ماد به دست نیامده است نمی­توان زیاده بر این درباره­ی آن زبان چیزی گفت مگر از این پس چیزی کشف گردد و آگاهی بیشتری از این زبان بر معلومات بشر چهره گشاید.

اوستا و زند

زبان دیگر زبان «اَوِسْتا» است.

اوستا در اصل «اَوْپِسْتاکْ» است به معنی بنیان جا افتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای و به صیغه­ی  صفت مشبهه است، در «تاریخ طبری» و دیگر متقدمان از مورخان عرب «ابستاق» و «افستاق» ضبط شده است و در زبان دری «اُوسْتا – اُسْتا – وُسْت – اُسْت» به اختلاف دیده می­شود و همه جا با لفظ «زند» ردیف آمده است – کاف آخر «اوپستاک» که از قبیل کاف «داناک» و «تواناک» است در زبان دری حذف می­شود و تلفظ صحیح این کلمه بایستی «اوْپِستا» باشد ولی به تقلید شعرایی که بضرورت این کلمه را مخفف ساخته­اند ما آن لفظ را «اوْسِتْا» خوانیم.

اما لفظ زند از آزنتی «Azanti» و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف «پات زند» می­باشد که با پیشاوند «پات» ترکیب یافته و به معنی دوباره گزارش یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری.

پازند عبارت است از نُسک­هایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند و ما باز از آن صحبت خواهیم کرد.

قسمتی از اوستا عبارت بوده است از قصیده­هایی (سرودهایی) به شعر هجایی در ستایش اورمزد و سایر خدایان اَرْیایی (امشاسپنتان) که سمت زیردستی یا مظهریت نسبت به اورمزد و خدای بزرگ یگانه داشته­اند و اشاراتی داشته در بیان بنیان خلقت و وجود کیومرث و گاو نخستین «ایوداذ» و کشته شدن گاو و کیومرث به دست اهرمن و پیدا شدن نطفه­ی  کیومرث در زیر خاک به شکل دو گیاه که نام آن دو (مهری و مهریانی – مردی و مردانه – ملهی و ملهیانه – میشی و میشانه – به اختلاف روایات) بوده است و مورخان آن را از جنس «ریواس» دانند و ظاهرا مرادشان همان «مهر گیاه» معروف باشد. و نیز مطالبی داشته در پادشاهی هوشنگ (هوشهنگ)، طهمورث، جمشید، ضحاک (اژدهاک)، فریدون، سلم، تور، ایرج، منوچهر، کیقباد، کاوس، سیاوخش، کیخسرو، افراسیاب، لهراسب، گشتاسب، زرتشت، خانواده­ی زرتشت، جمعی دیگر از وزرا و خاندان­های تورانی و ایرانی و نیز اوراد، دعاها، نمازها، احکام دینی، دستورالعمل­های پراکنده در آداب و اصطلاحات مذهبی و امثال این­ها و پیداست که این کتاب از اثر فکر یک نفر نیست و یا قسمت­هایی از اوستا بعدها نوشته شده است و چنین گویند که «گاثه» قدیم­ترین قسمت اوستا است و سایر قسمت ها به آن کهنگی نیست.

اینک شرحی که راجع به جمع آوری اوستا از روایات مختلف و از اسناد پهلوی در دست است یادآوری می­نماییم :

     گویند اوستای قدیم دارای ۸۱۵ فصل بوده است منقسم به ۲۱ نسک یا کتاب و در عهد ساسانیان پس از گردآوری اوستا از آن جمله ۳۴۸ فصل به دست آمد که آن جمله را نیز به ۲۱ نسک تقسیم کردند و دانشمندان محقق ۲۱ نسک ساسانی را به ۳۴۵۷۰۰ کلمه برآورد کرده­اند و از این جمله امروز ۸۳۰۰۰  کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج حادثات رفته است.

در کتب سنت از جمله در «دینکرت» روایتی آورده­اند و در نامه ی «تنسر» به شاه مازنداران نیز بدان اشاره شده و مسعودی مورخ عرب و جمعی دیگر از مورخان اسلامی هم نقل کرده اند که «اسکندر» بعد از فتح «اصطخر» اوستا را که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بودند برداشت و مطالب علمی آن را از طب، نجوم و فلسفه به یونانی ترجمه کرد و به یونان فرستاد و خود آن کتاب را بسوزانید.

و نیز دینکرت که یکی از کتب قدیم پهلوی است گوید:
«دارای دارایان هَماک اَپستاک و زندچی گون زرتوهشت هَچ اَوْهر مزد پَتْ گرپت ونپشتک دوپچین یَوکْ پَتْ گنچی شپیکان (شسپیکان- ن.ل) یِوک پَتْ دِچْوی نَپَشْت داشتن پرمود»

در کتاب «شتروهای ایران» گوید : «اَنیک زرتشت دین آورد از فرمان و شتاسپ شه هزار و دوست فَرْکَرْت پَتْ دین دیپوریه پت تختکیهاء زرین کرت و نپشت و پت گنچ هان اتهش نیهاذ و انیک کجستک سکندر سوهت و اندر او دریاپ فکند دینکرتی هپت خذایان.»

یعنی : «دیگر دارای پسر دارا همگی اوستا و زند را چنان که زردشت از هرمزد پذیرفت و نبشت در دو نسخه یکی به گنج شایگان و یکی به دژنپشت فرمود نگاه دارند، (روایت دیگر) هزار و دویست فر کرد (فصل) بدین دبیری به تخته­های زرین تعبیه نمود و نبشت و به گنج آن آتش نهاد، پس سکندر ملعون دینکرت هفت خدایان را سوزانیده در دریا افکند.»

     گویند نخستین کسی که بعد از اسکندر ملعون از نو «اوستا» را گرد آورد و آیین دیرین مزدیسنا را نو کرد «وُلَخْش» اشکانی بود (۵۱-۷۸ ب م) ولخش همان است که ما او را «بلاش» خوانیم. در میان اشکانیان پنج شهنشاه به این نام شناخته­اند، دار مستتر گوید، کسی که اوستا را گرد کرده است باید ولخش نخستین باشد، زیرا او مردی دیندار بوده است. و بعضی گمان کرده­اند که این شهنشاه ولخش سوم است که از (۱۴۸ تا ۱۹۱ ب م) پادشاهی کرده است.

     پس از ولخش اشکانی اردشیر پاپکان مؤسس دولت ساسانیان بنای سیاست و پادشاهی ایران را بر مذهب نهاد و دین و دولت را به یکدیگر ترکیب داد و آیین زرتشت را که غالبا ظن قوی بر آن است که اشکانیان هم دارای همان آیین بوده اند – آیین رسمی کشور ایران قرارداد، و این کار او به سایر عاقلانه بود، زیرا آن دوره به سبب قوت گرفتن دین مسیحی در انحاء کشور ایران و روم، دوره­ی قوت دین و آغاز نفوذ دینداری محسوب می­شد، چنانکه بعد هم دیده شده که از سویی مانی پدید آمد و بعد مزدک ظهور کرد و چندی نگذشت که حضرت محمد بیرون آمد.

یک علت دیگر تعصب دینی اردشیر آن بود که پدران و نیاکان او به قولی امیران و رییسان دین زرتشتی بوده­اند، «پاپک» که به قولی پدر و به قولی پدر ِمادر اردشیر بوده است از امرای محلی پارس و از آن بزرگانی بود که بازمانده­ی  امرا و شاهان «پَرَتَه دار» فارس بودند پادشاهان پرته دار فارس که نخستین آنان «بَغَ کْرِتَ» و سپس (بَغَ دَاتَ) و آخر آنان «پاپک» است همه در فارس و قسمتی از هندوستان ریاست و بزرگی داشته­اند، و سکه زده­اند و روی سکه­ی آن­ها نقش آستانه­ی آتشکده و درفش (علم چهارگوشه) که شاید همان درفش کاویان باشد دیده شده است و پادشاه با «پنام» که سرپوش ویژه­ی عبادت است در پیشگاه آتشکده به حال خشوع ایستاده است.

این پادشاهان دست نشانده­ی اشکانیان بوده­اند و از عهد اسکندر و خلفای اسکندر به ریاست مذهبی و کم‌کم به پادشاهی گماشته می­شدند و اردشیر چنان که گذشت یا پسر پاپک آخرین شاهان مذکور و یا پسر ِدختر او بوده است و چون پدران و نیاکان اردشیر جنبه­ی مذهبی داشته­اند، از سکه­های آن­ها این جنبه به خوبی دیده می­شود. خود او هم در استواری بنیان دین کوشید و دین و دولت را با هم کرد و به وزیر خود (تنسر) هیرپدان هیرپد امر کرد که اوستای پراکنده را گرد آورد و خود را در سکه­ها خداپرست و خدایی نژاد خواند.

در عهد «شاهپور» پسر اردشیر و جانشینان وی نیز در گردآوری اوستا و تهیه­ی  فقه و سایر احکام و عبادات زرتشتی توجه و اعتنای کامل به عمل آمد و در حمایت از آیین مزبور کار به تعصب کشید از آن جمله مانی پیر فدیک سخن گوی و مصلح بزرگ ایرانی به اعتماد آزادی مذهبی که پیش از ساسانیان در ایران موجود و برقرار بوده است در عصر شاپور اول ظاهر شد و شاهپور را دعوت کرد. شاپور با او به عادت قدیم رفتار نمود و مانی کتابی از کتاب­های خود را به نام شاپور نوشت و نام آن را «شاهپو هرگان» نهاد، لیکن در زمان بهرام پسر هرمز وی را برخلاف وصیت زرتشت و برخلاف اصول دینی که در ایران مرسوم بود کشتند.

خلاصه، قسمتی از اوستا در زمان شاپور اول به دست آمد و در عصر شاپور دوم «آذر پاذمار سپندان» – که موبدی بزرگ و سخنگویی گران­مایه بود و بعض مورخان عرب او را زرتشت ثانی نامیده­اند و واقعه­ی ریختن مس گداخته بر سینه­ی زردشت منسوب به اوست خرده اوستا را آورد و چنان به نظر می­رسد که تمام اوستا را به دست آوردند و یا مدعی شدند که اوستا به تمامی به چنگ آمده است و دانشمندی دیگر مرسوم به «ارتای ویراف» نیز در عالم خواب، سیری در بهشت و دوزخ کرد و احکامی دیگر پیدا آورد که در کتاب «ارتای ویراف نامک» مندرج است، و نیز تفسیرهای اوستا از این به بعد به زبان پهلوی رایج گشت.

در قرن نهم میلادی و دوم هجری مؤلف دینکرت – که تفسیری از اوستا و مهم­ترین کتب فقه، عبادت و احکام مزدیسنی است – گوید اوستا دارای ۲۱ نسک است، و اسامی آن­ها را ذکر می­کند و مجموع ۲۱ نسک را به اصطلاح زبان پهلوی به سه قسمت منقسم می­نماید به قرار ذیل :

     الف- گاسانیک

     ب- هاتَکْ مانْسَریک

     ج- داتیک

گاسانیک یعنی بخش «گاثه» که سرودهای دینی و منسوب است به خود زرتشت و محتویات آن ستایش اهورامزده و مراتب ادعیه و مناجات­ها می­باشد.

هاتک مانسریک، مخلوطی از مطالب اخلاقی و قوانین و احکام دینی است.

داتیک، فقه و احکام و آداب و معاملات است.

اما بعد از این تاریخ (یعنی بعد از قرن سوم هجری) معلوم نیست چه وقت بار دیگر اوستا دست خورده و قسمتی از آن از میان رفته است. باری آن­چه امروز از این کتاب در دست ما باقی است پنچ جزو یا پنج بخش است و به این نام معروف :

     ۱- یَسْنا – که گاثه جزء آن است، و معنی آن ستایش می­باشد.

     ۲- ویسپَرَذ ْ- که آن هم از ملحقات یسنا و در عبادات است و معنی آن  «همه­ی  ردان و پیشوایان» است.

     ۳- وَنْدایداذ – که در اصل وندیودات بوده است، یعنی ادعیه و اوراد بر ضد دیوان و اهریمنان.

     ۴- یَشْت – که قسمت تاریخی اوستا از آن مستفاد می­شود آن هم از ماده­ی یسنا و به معنی عبادت و ستایش است.

     ۵- خرده اَوِستا – یعنی اوستای مختصر یا مسائل مختصر و خرد اوستا، و آن عبارت است از عبادات روزانه، ماهیانه، سالیانه، اعیاد، جشن­ها، طریقه­ی زردشتی گری، کُشتی بستن، آداب زناشویی، عروسی، سوگواری و غیره.

زبان اوستایی هم یکی از اصول و پایه­های زبان ایران است. این زبان خاصه قسمت­های قدیم آن «گاثه» بسیار کهنه به نظر می­رسد و مانند زبان سنسکریت و عربی دارای اعراب است، یعنی اواخر کلمات از روی تغییر عوامل تغییر می­کرده است و حرکات گوناگون به خود می­گرفته است، همچنین دارای علایم جنسی و تثنیه بوده است.

زمان زردشت

اگر گاثه را از زرتشت معاصر «ویشتاسپ شاه» بدانیم زمان نزول آن سخنان را باید بین سنه (۶۳۰ قبل از میلاد) – یعنی سی سال بعد از زمان تولد زردشت و چند سال قبل از سنه ۵۸۳ ق م که زمان شهادت زردشت باشد – دانست، چه برحسب روایات پهلوی زردشت در سی سالگی مبعوث شده است.

فارسی باستان

دیگر زبان فارسی باستان است که آن را «فرس قدیم» نامیده­اند این همان زبانی است که بر سنگ­های «بیستون»، «اَلَوَنْد»،  صد ستون «تخت جمشید»،  دخمه­های هخامنشی، لوح­های زرین و سیمین بُنلاد تخت جمشید و جاهای دیگر کنده شده است و مهم­تر از همه نبشته­ی بیستون است که داریوش شاهنشاه هخامنشی تاریخ بیرون آمدن و به شهنشاهی رسیدن و کارنامه­های خود را در آن­جا گزارش داده است و خطی که آثار نام برده بدان نوشته شده است خط میخی است.
این زبان نیز یکی دیگر از زبان های قدیم ایران است و با اوستایی فرق اندک دارد و آن نیز چون اوستایی دارای اعراب و تذکیر و تأنیث می­باشد؛ خط میخی برخلاف اوستایی و پهلوی از چپ به راست نوشته می‌شده است.

پهلوی

دیگر زبان پهلوی است، این زبان را فارسی میانه نام نهاده­اند و منسوب است به «پرثوه» نام قبیله­ی بزرگی یا سرزمین وسیعی که مسکن قبیله­ی پرثوه بوده و آن سرزمین خراسان امروزی است که از مشرق به صحرای اتابک (دشت خاوران قدیم) و از شمال به خوارزم و گرگان و از مغرب به قومس (دامغان حالیه) و از نیمروز به سند و زابل می­پیوسته، مردم آن سرزمین از ایرانیان (سَکَه) بوده­اند که پس از مرگ اسکندر یونانیان را از ایران رانده دولتی بزرگ و پهناور تشکیل کردند و ما آنان را اشکانیان گوییم و کلمه­ی پهلوی و پهلوان که به معنی شجاع است از این قوم دلیر که غالب داستان­های افسانه­ی قدیم شاهنامه ظاهرا از کارنامه­های ایشان باشد باقی مانده است.

زبان آنان را زبان «پرثوی» گفتند و کلمه­ی پرثوی به قاعده­ی تبدیل و تقلیب حروف «پهلوی» گردید و در زمان شهنشاهی آنان خط و زبان پهلوی در ایران رواج یافت و نوشته­هایی از آنان به دست آمده است که قدیم­ترین همه دو قباله­ی ملک و باغ است که به خط پهلوی اشکانی بر روی ورق پوست آهو نوشته شده و از «اورامان کردستان» به دست آمده است و تاریخ آن به (۱۲۰ پیش از میلاد مسیح) می­کشد.

زبان پهلوی زبانی است که دوره­ای از تطور را پیموده و با زبان فارسی دیرین و اوستایی تفاوت­هایی دارد، خاصه آثاری که از زمان ساسانیان و اوایل اسلام در دست است به زبان دری و فارسی بعد از اسلام نزدیک­تر است تا به فارسی قدیم و اوستایی چنان که بعد از این در جای خود بدان اشاره خواهد شد.

زبان پهلوی از عهد اشکانیان زبان علمی و ادبی ایران بود و یونان مآبی اشکانیان به قول محققان، صوری و بسیار سطحی بوده است و از این رو دیده می­شود که از اوایل قرن اول میلادی به بعد این رویه تغییر کرده سکه­ها، کتیبه­ها، کتاب­های علمی و ادبی به این زبان نوشته شده است و زبان یونانی متروک گردیده است و قدیم­ترین نوشته­ی سنگی به این خط کتیبه­ی اردشیر اول در نقش رستم و شاپور اول است که در شهر شاپور اخیرا بر روی ستون سنگی به دو زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی کشف گردیده است.
زبان پهلوی و خط پهلوی به دو قسمت تقسیم شده است:

     ۱- زبان و خط پهلوی شمالی و شرقی که خاص مردم آذربایجان و خراسان حالیه (نیشابور- مشهد – سرخس – گرگان – دهستان – استوا – هرات – مرو) بوده و آن را پهلوی اشکانی یا پارتی و بعضی پهلوی کلدانی می­گویند و اصح اصطلاحات (پهلوی شمالی) است.

     ۲- پهلوی جنوب و جنوب غربی است که هم از حیث لهجه و هم از حیث خط با پهلوی شمالی تفاوت داشته و کتیبه­های ساسانی وکتاب­های پهلوی که باقی مانده به این لهجه است و به جز کتاب «درخت اسوریک» که لغاتی از پهلوی شمالی در آن موجود است دیگر سندی از پهلوی شمالی در دست نیست مگر کتیبه­ها و اوراقی مختصر که گذشت؛ معذلک لهجه­ی شمالی از بین نرفت و در لهجه­ی جنوب لغت­ها و فعل­ها زیادی از آن موجود ماند که به جای خود صحبت خواهیم کرد.

در وجه تسمیه­ی پهلوی اشاره کردیم که این کلمه همان کلمه­ی «پرثوی» می­باشد که به قاعده و چم تبدیل حروف به یکدیگر حرف (ر) به (لام) و حرف (ث) به (ه) بدل گردیده و «پهلوی» شده است، پس به قاعده­ی قلب لغت­هایی که در تمام زبان­ها جاری است چنان که گویند قفل و قلف و نرخ و نخر و چشم و چمش، این کلمه هم مقلوب گردیده «پهلوی» شد. این لفظ در آغاز نام قومی بوده است دلیر که در (۲۵۰ ق م) از خراسان بیرون تاخته یونانیان را از ایران راندند و در (۲۲۶ ب م) منقرض شدند – و آنان را پهلوان به الف و نون جمع و پهلو و پهلوی خواندند، و مرکز حکومت آنان ری، اصفهان، همدان، ماه نهاوند، زنجان و به قولی آذربایجان بود که بعد از اسلام مملکت پهلوی نامیدند – در عصر اسلامی زبان فصیح فارسی را پهلوانی زبان و پهلوی زبان خواندند و پهلوی را برابر تازی گرفتند نه برابر زبان دری و آهنگی را که در ترانه­های «فهلویات» می­خواندند نیز پهلوی و پهلوانی می­گفتند؛ پهلوانی سماع و لحن پهلوی و گلبانگ پهلوی اشاره به فهلویات می­باشد.

آموزش نقاشی قسمت اول

آموزش زبان انگلیسی قسمت اول حرف Aa

دعوت به همکاری

درباره

شرکت ابر ایده سازان نویان
طراح و سازنده ی ایده ها و سیستمهای هوشمند نوین
حوزه ی فعالیت: الکترونیک و فناوری اطلاعات (IT)

درباره فارترن:
سایت فارترن در حوزه خدمات ترجمه، تایپ و ویراستاری فعالیت میکند.
هدف از طراحی و ساخت "فارترن" ایجاد یک محیط تعاملی و ارتباط مستقیم بین مترجمین، تایپیست ها، ویراستارها و کاربران عزیز می باشد و با حذف واسطه ها موجبات کاهش هزینه و حذف بازار انحصاری را فراهم آوردیم.
کاربران گرامی می توانند با ثبت نام در سایت فارترن، یک پنل اختصاصی برای خود داشته باشند و سفارشات خود را براحتی در بخش ثبت سفارش ارسال نمایند. سفارش کاربران بلافاصله در بخش تالار سفارشات نمایش داده می شود و همکاران گرامی پیشنهادات خود را شامل زمان و هزینه ترجمه ثبت کرده و این پیشنهادات برای کاربر از طریق پیام ارسال می شود. کاربران عزیز نیز بهترین پیشنهاد یکی از همکاران را انتخاب کرده و هزینه مربوطه را در چند مرحله پرداخت می کنند.
پس از پرداخت هزینه، بدون واسطه به همکار اطلاع داده می شود تا آغاز به کار نماید و پس از اتمام کار، فایل را در بخش پیام ها برای کاربر ارسال نماید و حق الزحمه خود را در اسرع وقت دریافت نماید که در این بخش حق الزحمه همکار عزیز به حساب بانکی وی واریز شده و اطلاعات واریز برای ایشان ارسال خواهد شد.
همچنین اگر کاربران گرامی در زمینه ترجمه، تایپ و ویراستاری تخصص دارند، می توانند در بخش همکاری، اعلام همکاری نموده و پس از تایید اطلاعات ایشان از طرف مدیر سایت، کاربر عزیز می تواند بعنوان همکار فعالیت خود را آغاز نماید.

مزیت "فارترن":
1- حذف بازار انحصاری
2- ارتباط مستقیم بین همکاران و مشتری
3- ایجاد پنل اختصاصی مختص همه کابران (مشتری و مترجم و تایپیست و ویراستار)
4- ایجاد یک شبکه ی متمرکز از مترجمین (با زبان های مختلف)، تایپیست ها، ویراستارها و کاربران (مشتریان)
5- عدم دخالت مدیر سایت در امور (حذف واسطه)

راه های ارتباط با ما:
ایمیل:
[email protected]
شماره تماس:
09380017478
09035318737

در صورت بروز هر گونه مشکل؛ از طریق بخش "گزارش خطا" با ما در تماس باشید.

تبلیغات